تبلیغات
چراغ


چراغ


شکوه آزادگی در عاشورا [انسانهای نمونه , ]


به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید

که می رویم به داغ بلند بالایی

حادثه عاشورا با آنکه از یک دید حادثه ای بسیار تلخ و تاثر برانگیز است اما از زاویه ای دیگر حادثه ای است شکوهمند. حادثه ای که عظمت و والایی انسان را به رخ می کشد. این حادثه مرا بیاد سوال و جواب خدا و فرشتگان در هنگام خلقت انسان می اندازد. فرشتگان معترض ، نگران سفاکی نوع بشر هستند و خدا می گوید من چیزهایی می دانم که شما نمی دانید و تو گویی یزیدیان مصادیق بارز اعتراض فرشتگانند و حسین ویارانش مصادیق بارز آن چیزی که فرشتگان نمی دانستند.

لحظه لحظه ی واقعه کربلا سرشار از شکوه و عظمت انسانهایی است که به آزادی دست یافته اند.

یکی از شکوهمند ترین حوادث آن واقعه خودداری عباس بن علی ابوفضایل از خوردن آب در هنگام ورود به فرات است

چرا عباس از آن آب ننوشید؟

وی پسر همان مردی بود که می گفت:«چگونه ممکن است هوای نفس بر من غلبه کند و مرا به سوی انتخاب بهترین خوراکیها بکشاند. در صورتیکه شاید در حجاز یا یمامه افرادی یافت شوند که امید به همین یک قرص نان هم ندارند و دیر زمانی است که شکمشان سیر نشده است، آیا سزاوار است شب را با شکمی سیر صبح کنم در صورتی که در اطرافم شکمهای گرسنه و جگرهای سوزان قرار دارد؟»( نامه ۴۵ نهج البلاغه)

وقتی علی اینگونه به فکر انسانهایی است که آنان را ندیده است، چگونه پسرش می تواند آب بنوشد در حالی که برادر ویارانش تشنه اند؟



نوشته شده توسط محمد رضا در سه شنبه 18 بهمن 1384و ساعت 11:02 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 18 بهمن 1384 و ساعت 11:02 ق.ظ

() نظر






آزادی از آزادی (۱) [اندیشه , ]


گمان میکنم خوانندگان این وبلاگ حداقل یک بار به تالارهای گفتگو (chat room)سر زده باشند. در این تالارهای مجازی بسیاری از افراد خود را در پشت یک نام ساختگی پنهان می سازند بنابراین نه کسی آنها را می شناسد و نه ترسی از نام و ننگ دارند ، در حقیقت در این تالارها انسانها تا حد زیادی از حیطه جامعه و هنجارها و ارزشهای آن آزاد می شود و هر کس تقریبا آزاد است که هر چه خواست بر زبان بیاورد بدون اینکه ترس چندانی از رفتار و عکس العمل دیگران داشته باشد. به همین دلیل است که در تالار گفتگو انسانها خود را آنگونه که واقعا هستند می نمایانند و حتی دروغگویی نیز تابعی از همین بروز خود واقعی افراد است و به همین دلیل است که هر گونه حرف و سخنی می توان در آن شنید و هر گونه پرده دری در آن قابل تصور است.

 این وضعیت تقریبا مشابه وضعیتی است که در آن انسان به آزادی از بند اجتماع می رسد البته در تالار گفنگو تنها می توان سخن گفت و حیطه عمل بسیار ناچیز است اما در اجتماع حیطه ی عمل بسیار گسترده است .

 مثال دیگر در این باب مزاحمت مردان اتومبیل سوار برای خانمهایی است که در کنار خیابان منتظر وسیله ی نقلیه ی عمومی هستند. بعلت اینکه فشار ارزشی اجتماع بر روی این عمل کاهش یافته است مردان در خود نوعی آزادی نسبی در این عمل احساس میکنند و لذا برخی بی پروایانه در جلوی هر خانمی ترمز می کنند و مزاحمت ایجاد مینمایند.

این دو مثال نشان دهنده ی این است که اگر انسانی به آزادی از جامعه رسیده باشد اما هنوز تحت سیطره ی امیال نفسانی خود باشد و از دست خویش رهایی نیافته باشد می تواند موجبات آزار دیگران را فراهم کند و البته این حداقل خطر است؛ به همین دلیل است که قبلا نوشتم که ایمان مرحله ای بالاتر از آزادی است. ایمان آزادی از آزادی است. بدیهی است که وقتی سخن از ایمان میگویم منظورم ایمان است نه ادعای ایمان.



نوشته شده توسط محمد رضا در چهارشنبه 12 بهمن 1384و ساعت 03:02 ق.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 12 بهمن 1384 و ساعت 03:02 ق.ظ

() نظر






آزادی و توحید [اندیشه , ]


از نقطه توان راه به مقصود سخن برد

                                                                                       غول ره ما گشت درازی سخنها

                                         صائب تبریزی 

دوست عزیز حمیدرضا عابدیان در یادداشتی بر مطلب باز هم آزادی نوشته اند:

« تعریف تو از آزادی عالی بود .من این تعریف را همواره در مورد * توحید* به کار برده ام.( توحید عملی) »

اولین بار با خواندن کتاب اسلام شناسی مشهد دکتر شریعتی با عمق مفهوم توحید آشنا شدم. در آن هنگام  ۱۶ ساله بودم و مدتها با این مفهوم می زیستم و برایم معنا بخش و جهت دهنده ی زندگانی بود. بعدها با مطالعه و آشنایی با تفکرات گوناگون آن مفهوم در ذهن من کمرنگ شد و  جایگاهش را در زندگی روزمره ی من از دست داد.  کمرنگ شدن آن مفهوم در زندگانی برایم همواره غبنی بزرگ بوده است. بسیاری از اوقات  برای  آن روزها ی یکتایی و یکتوئی و اخلاص دلتنگ می شوم.

دکتر برن روانپزشک کانادایی اعتقادش بر این بود که آدمیان بر اساس نمایشنامه زندگی خود که آن را در سنین کودکی بر اساس درک خویش از جهان و زندگی نگاشته اند  عمل میکنند ( و یا گاه که تصمیم بر عصیان می گیرند ضد آن را به اجرا میگذارند) که در هر دو صورت اسیر آن نمایشنامه هستند. همانگونه که کامپیوتر بر اساس برنامه ای که برایش نوشته شده است عمل میکند وچاره ای جز این ندارد. راه رهایی از نمایشنامه زندگی بر اساس نظریات برن، روان درمانی و یا وارد آمدن یک شوک روانی شدید در زندگی است.

 فهم توحید و تلاش برای زیستن بر اساس آن فهم برای من به معنای رها شدن از آن نمایشنامه ( حداقل در آن سالها ) بود .

در سوره ی یوسف آیه ای است که یوسف از دوستانش در زندان می پرسد : آیا ارباب پراکنده بهترند و یا خداوند واحد قهار (آیه ۳۹)

این سوالی است که اگر در زندگی روزمره خویش دقیق بنگریم به پاسخ آن دست می یابیم: ما اسیر خواسته ها و امیال خویشتن و اطرافیان خویشیم : رئیس ، همسر، فرزند، پدر و مادر ، دوست و آشنا، همسایه ، حکومت و ....

آگر به تضادهایی که از صبح تا شب گرفتار آنیم دقیق بنگریم مطلبی که می گویم قابل درک است. تنها عامل آزادی واقعی توحید است و بس.



نوشته شده توسط محمد رضا در دوشنبه 3 بهمن 1384و ساعت 02:01 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 3 بهمن 1384 و ساعت 02:01 ق.ظ

() نظر






عید غدیر مبارك باد [عمومي , ]




نوشته شده توسط محمد رضا در پنجشنبه 29 دی 1384و ساعت 03:01 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






توطئه ی جدید امپریالیسم امریکا علیه ملت ایران [عمومي , ]


امپریالیسم امریکا توطئه ای جدید بر علیه ملت ایران تدارک دیده است. شبکه خبری CNN بزرگترین رسانه ی امپریالیسم خبری در سایت خود جنگ روانی جدیدی بر علیه ایران و ملت ایران براه انداخته است. این سایت اقدام به یک نظر سنجی در مورد حذف تیم ملی ایران از جام جهانی بخاطر مسائل هسته ای نموده است.

 برای من فوتبال اهمیت چندانی ندارد اما استفاده از حربه های مختلف برای بزانو در آوردن ملتی که چیزی جز حق خود نمی خواهد از کثیفترین روشهایی است که امپریالسم امریکا همواره از آن استفاده کرده است.

همانگونه که قبلا در مورد تغییر نام خلیج فارس توسط یکی دیگر از مؤسسات امپریالیسم خبری عزم ملی خود را در جاودان ساختن نام ایران نشان دادیم این بار نیز باید به همین گونه عمل کنیم. آدرس رای گیری سایت CNNبه قرار ذیل است: http://edition.cnn.com/2006/WORLD/meast/01/13/iran.nuclear

بعد از اینکه وارد سایت شدید این تیتر را مشاهده خواهید کرد:

 « ؟Bush, Merkel united on Iran's nuclear threat ».

در پائین صفحه و در ستون سمت راست گزینه «QUICKVOTE» را پیدا کنید. سوال این است که: "Should Iran be banned from soccer's 2006 World Cup over its nuclear activities"

 با رای منفی خود نشان دهیم که ایرانی هر مرام و مسلکی که داشته باشد ایرانی است و اجازه یاوه گویی و حق کشی به کسی نخواهد داد.



نوشته شده توسط محمد رضا در سه شنبه 27 دی 1384و ساعت 09:01 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






باز هم آزادی [اندیشه , ]


قبل از هر چیز دیگر عید قربان روز آزادی ابراهیم را به تمامی طالبان آزادی تبریک می گویم.

-----------
دوستی در ارتباط با پست قبلی من نگاشته اند:
اول سوالی که برای من مطرح شد اینکه شما چه تعریفی از آزادی دارید؟؟؟
اما بعد،
هر عقیده ای ، هر دستگاه فلسفی، هر ایدئولوژی، می کوشد که انسان و طبعا آزادیش را در چهارچوبه خود بگذارد.در واقع اگر گوش به زمزمه های نازک آن ها بدهیم ، می شنویم که می گویند: هر انسانی فقط موقعی انسان است که دارای این عقیده یا فلسفه یا دین یا ایدئولوژی باشد. به محضی که انسان ، از دامنه این عقیده یا فلسفه یا دین پا فراتر گذارد ، انسانیت خود را از دست میدهد . بدین سان انسانیت به تنگنا میافتد و انحصاری می شود. اما تجربه مستقیم ما در آزادی ، به ما می نمایاند که انسان هر عقیده ای داشته باشد، هر فلسفه ای داشته باشد ، هر دینی داشته باشد، انسان است و واجد همه حقوق انسانی است.

لیبرالیسم نه آفرینشگر آزادی ، برابری و استقلال بوده است ونه مدعی مصادره این اصل ها در اردوگاه فکری خویش. لیبرالیسم بی تردید دارای تفسیرهای خاص در باب هستی ، چیستی و چرایی این اصل هاست. این تفسیرها نیز متفاوت  و گاه متناقض اند و اینگونه نیست که لیبرال ها در مورد تفسیر اصل های یاد شده ، به طور کامل با یکدیگر هم صدا و هم داستان باشند.
اصل های آزادی ، برابری و استقلال از بطن لیبرالیسم سر بر نیاورده اند و هیچ یک فرزندان این مادر نیستند . در واقع لیبرایسم بر شالوده آزادی ، برابری و استقلال قرار دارد و تفسیر خود را از این اصل ها به میان آورده است، نه این که آزادی ، برابری و استقلال بر آمده از لیبرالیسم باشند.
------------
پاسخ:

۱) ارائه ی تعریفی ار آزادی بسیار مشكل است. اما با اندكی تسامح از دید من آزادی خارج شدن انسان از روابط سلطه است. انسانها بر اساس خوی فزونخواهی خود كه ناشی از خروج از فطرت انسانی ( بعلت تربیت غلط) است بر آن هستند كه با دیگر انسانها روابطی مبتنی بر سلطه برقرار سازند و آنها را استثمار نمایند و یا در شرائطی استثمار بشوند. در رابطه ی سلطه مانند هر رابطه ی دیگری دو طرف وجوددارند. سلطه گر و سلطه پذیر. و در این ارتباط همان مقدار كه سلطه گر مقصر است سلطه پذیر نسز مقصر است.

آزادی رها شدن از این رابطه است آزادی نفی سلطه گری و نفی سلطه پذیری است ( خواه در محدوده ی كوچك یك خانواده و خواه در محدوده ی یك كشور و خواه در محدوده ی جهانی )

نفی سلطه گری به معنای پذیرش حقوق انسانی افراد دیگر است ( كه شرط اول آن رهایی از نفسانیت و عقده های روانی است ) و نفی سلطه پذیری به معنای رهایی از جبرهایی است كه محیط اجتماعی بر خلاف مصالح ما خواهان تحمیل آن بر ماست.

2) در مورد اینكه حقوق انسانی چه هستند اتفاق نظری وجود ندارد ولی در هر صورت داشتن عقیده نیز یكی از حقوق انسانی است.

3) من هم با شما موافقم كه لیبرالیسم آفرینشگر آزادی نیست و آزادی فرزند لیبرالیسم نمی باشد ( البته با برابری كه دشمن است نمیدانم چرا آن را در كنار آزادی آورده اید ) اما مدعی مصادره اصل آزادی در اردوگاه خود می باشد در این باره می توانید به كتاب پایان تاریخ فوكویاما مراجعه كنید

------

دوست دیگری نگاشته اند:

به نظر من ایمان بدون چون و چرا داشتن انکار قدرت و توانایی استدلال و تفکر هست که خود خدا به ما داده...ایمان بدون چون چرا به نظر من مضر هست چون ممکن است با عوض شدن  شرایط در بین ملتها رنگهای گوناگونی به خود بگیرد که به همان تعصب ازش یاد می کنیم . اگر اشتباه نکرده  باشم این گفته علی هست که به تعداد انسانها راه رسیدن به خدا و ایمان وجود دارد....
با گفته هایت در مورد آزادی موافقم و می دانم آزادی چیز وارداتی و خارج از شخص نیست بلکه فرایندی هست که به اعمال و افکار اشخاص جهت می دهد. اما من شخصا فقط به انسانیت و آزادی ایمان دارم. پاینده باشید و سرفراز.

پاسخ:

۱) ایمان مرحله ی بالاتری از آزادی است ایمان آزادی از آزادی است ( تفصیل آن بماند برای بعد)

2) مفهوم واحدی به نام انسانیت وجود ندارد. انسانیت یعنی چه؟

------



نوشته شده توسط محمد رضا در سه شنبه 20 دی 1384و ساعت 10:01 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 20 دی 1384 و ساعت 11:01 ق.ظ

() نظر






آزادی برای ... [اندیشه , ]


قبلا در این وبلاگ درباره توهم آزادی نوشتم و گفتم كه لیبرالیسم نمی تواند انسان آزاد بپرورد چرا كه انسان را در بند نفسانیت نگاه می دارد و انسانی كه در بند نفسانیت است براحتی اسیر دیگر بندها می گردد.

 اما در آن متن پرسشی بی پاسخ ماند و آن این است كه آزادی برای چه؟

 خداوند انسان را آزاد و مختار آفریده است. انسان آزاد است كه بین خیر و شر انتخاب كند . انسان در مسیر زندگی این آزادی را تا حد زیادی وا می نهد و در بند چهار زندانی كه بر شمردم در می آید: خود، جامعه، تاریخ و قدرتهای سیاسی. اما ایمان مستلزم آزادی انسان ( البته بطور نسبی ) از بند این زندانهاست. حتی در جامعه ای مؤمن اگر ایمانت را به ارث ببری و طبق آموخته های جامعه ات عمل كنی مورد قبول نیست چرا كه ایمان به منزله ی تسلیم آگاهانه در مقابل خداوند یكتاست و آن كس كه در مقابل آداب و رسوم جامعه ( حتی اگر كاملا منطبق با اسلام باشد) خود را تسلیم میكند مومن نیست. در سنتی ترین كتب مذهبی یعنی رساله های عملیه هم در ابتدا ذكر شده است كه تقلید در اصول دین جائز نیست.

 بنابر این در جامعه ای كه آزادی وجود ندارد و امكان اینكه انسان بتواند در خویشتن زیست كند و بر اساس آگاهی و بصیرت خود تصمیم بگیرد مقدور نیست امكان زایش بذر ایمان در قلبها وجود ندارد در جامعه ی استبدادی ( چه این استبداد سیاسی باشد و چه فرهنگی و اجتماعی) تنها چیزی كه رشد می كند نفاق و دوروئی است حتی اگر فرد خود متوجه آن نباشد. به همین دلبل است كه با افراد زیادی مواجه می شویم كه در حامعه مستبد به ارزشها و هنجارهای آن جامعه پایبند هستند ولی وقتی تغییر مكان می دهند و یا كمی فضا باز می شود دچار خود باختگی می گردند و با ارزشها و هنجارهای جدید اعلام بیعت میكنندو گمان میكنند كه بیدار شده اند و یا آزاد گشته اند در حالی كه از حبسی به حبس دیگر رفته اند و هنوز فاقد قدرت انتخاب هستند.



نوشته شده توسط محمد رضا در سه شنبه 13 دی 1384و ساعت 11:01 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 13 دی 1384 و ساعت 12:01 ب.ظ

() نظر






سروش و ایدئولوژی [اندیشه , ]


قبلا در این وبلاگ نوشته ام که انسانی سیاسی که ایدئولوژیک نیاندیشد موجودی است که هنوز پای به عرصه جهان هستی ننهاده است و گفته ام که حتی مخالفان سرسخت ایدئولوژی همانند دکتر سروش نیز ایدئولوژیک می اندیشند و عمل میکنند.

دکتر جواد کاشی در وبلاگ زاویه دید در مطلبی تحت عنوان جامعه شناختی اندیشی شریعتی و فلسفی اندیشی دکتر سروش مطالبی نگاشته اند که مدعای مرا اثبات میکند، ایشان در بخشی از این مطلب می نویسند:

هنگامی که دکتر شریعتی سخن می‌گفت مساله اصلی بسیج عمومی برای تامین یک هدف جمعی بود. ‏در چنان شرایطی همه چیز ضروری است در خدمت اجماع و توافق عمومی برای عمل جمعی سامان ‏یابد. کلامی که در جستجوی دقت‌ها و موشکافی‌های نظری و فلسفی است، نه تنها به آن اجماع و ‏توافق کمکی نمی‌کند بلکه بدون شک مهم‌ترین مانع حصول عزم جمعی برای اقدام است....

اما موقعیت دکتر سروش، موقعیتی کاملاً متعارض بود. او اقدام جمعی را هدف نگرفته بود بلکه خلل ‏افکندن در توان یک نظام سیاسی برای تولید اقدام جمعی را هدف گرفته بود. مساله این بود که قدرت ‏نظام سیاسی که ریشه در توان او در اقناع عمومی داشت، فضای اندکی برای دگراندیشی باقی ‏می‌گذاشت. تنها اشاره یک نظام قدرتمند و متکی بر آموزه‌های ایدئولوژیک کفایت می‌کرد تا فضای ‏تنفس هر دگراندیش در یک آن مسدود شود. در چنین شرایطی، آنچه برای شریعتی یک ویروس ‏کشنده بود برای دکتر سروش داروی شفابخش به شمار می‌رفت... ‏

ایشان می خواهد بگوید که سروش بیشتر از آنکه در کار تبیین جهان باشد در کار تغییر جهان بوده است .

 آیا تغییر جهان جوهره ی اصلی ایدئولوژیها نیست؟
 



نوشته شده توسط محمد رضا در دوشنبه 5 دی 1384و ساعت 10:12 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 5 دی 1384 و ساعت 10:12 ق.ظ

() نظر






وبلاگ من

  ๐ وبلاگ من
  ๐
ایمیل من
    

[yahoo]


بایگانی

 نویسندگان

اشکان (58)
مهدیه (6)
محمد رضا (43)
اشراق (8)


موضوعات

عمومي (11)
روزهای بی خاطره (13)
اندیشه (46)
پرتوی از قرآن (8)
شعر (2)
جامعه و فرهنگ (13)
نیایش (4)
انسانهای نمونه (3)
در خویش زیستن (6)
علی تنهاست (9)


 آرشیو

بهمن 1384 (3)
دی 1384 (5)
آذر 1384 (4)
آبان 1384 (23)
مهر 1384 (30)
شهریور 1384 (13)
مرداد 1384 (21)
تیر 1384 (16)


صفحات

1 2 3 4 5 6 7 ...





لینكستان

 ◊ ایران امروز

 ◊ Noam Chomsky

 ◊ سفر به فراسو

 ◊ حنایی کاشانی

 ◊ دکتر غلامرضا کاشی

 ◊ سوتك

 ◊ صبح تو را خواهم دید

 ◊ فلق

 ◊ شریعت عقلانی

 ◊ لطف ا... میثمی

 ◊ سایت احسان شریعتی

 ◊ به یاد شریعتی

 ◊ مانا مهر

 ◊ علی شریعتی

 ◊ نوای نی

 ◊ اندیشه در حوزه قلم

 ◊ سیمرغ

 ◊ سایت دکتر شریعتی

 ◊ Lantern





لینكدونی

مقصود (-)
آرشیو لینكدونی




جستجو

جستجو در بلاگ






خبرنامه






نظر سنجی






آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایجاد صفحه : -





قالب توسط :صابر كردستانچی